لگام شیطان

امروز داشتیم با همکارا در مورد ادمهای خسیس صحبت میکردیم اونهایکه نون خودشون از گلوشون پایین نمیره ولی مال مردم رو مثل افعی میبلعند

خدابیامرز پدرم داستانی واقعی رو برام سالها قبل تعریف کرد که یادم نمیره و بسیار جالب بود

تعریف میکرد  که شخصی بود تو بازار کرمانشاه که خیلی پولدار بود اما ولخرج و در کنارش قمار باز هم بود

براثر قماربازی تمام دار و ندارش رو ازدست میده و متواری میشه میره قصر شیرین

اونجا از فرط نداری و بی پولی و بدهکاری تصمیم به خودکشی میگیره و میره بیرون شهر و میرسه به یه پل و اونجا تصمیم میگیره خودش ر دار بزنه

اما یه دفعه میبینه شخص کوری که تو شهر قصرشیرین گدایی میکرده و همه اون رو میشناختن زیر پل هستش و متوجه نیست که اون دارهاز بالای پل میبینتش

برای بابام تعریف کرده بود که کشتن خودم رو فراموش کردم و پیر مرد کوره رو تحت نظر گرفتم ،پیرمرد کور گدا شروع به شمردن کرد از چپ به راست و همینطور گام بر میداشت و جایی رو که نشون کرده بود شروع به کندنش کرد و یه چیزایی رو داخل اون چاله گذاشت و روش رو خاک ریخت و همونجا نشست و روش دستشویی کرد و مدفوع ریخت بخاطر اینکه کسی به اونجا دست نزنه و بعدش هم رفت

واون مرده تعریف کرده بود که منم پشت سرش رفتم و اونجا رو کندم و دیدم 3تا پیت بزرگ پر از پول جدید و قدیمی اونجا هست این داستان مال 50-60سال پیشه و اونوقتها مردم اهل پول تو بانک گذاشتن نبودن

و اونم پولها رو بر میداره و میره قرضهاشو تصفیه میکنه و با باقی پولها مغازه ای تو همون شهر میخره

یه روز توی یه کبابی در حال نهار خوردن بوده که اون گدای پیر سر میرسه و اونم دوسیخ کباب مهمونش میکنه گدا اولین لقمه رو که بر میداره لقمه تو گلوش گیر میکنه اونم که میخوا بهش اب بده گداهه مچ دستش رو میگیره  میگه تو پولای من رو برداشتی و خلاصه مردم جمع میشن و از گدا اصرار که این پولای منو برده مردمم بهش میگن اخه تو اگه پول داشتی گدایی نمیکردی و ازکجا میدونی این پول تورو برده گداهه میگه اخه من پول خودم از گلوم پایین نمیره و مرده با بدبختی از دستش خلاص میشه

واقعا خیلیا اینجورین و راحت مال مردم رو میخورن ولی به دهن خودشون لگام شیطان زدن به قول قدیمیا و پول و مال خودشون از گلوشون پایین نمیره

/ 0 نظر / 20 بازدید