ارامنه

یکی از اقوام مستقر در کره خاکی ارامنه می باشند

جمعیت ارامنه در دنیا حدود 9000000میلیون نفر می باشه

که ازین تعداد بخشی از انها کشور ارمنستان را تشکیل می دهند

اما اکثر مردم ارمنستان در کشورهای دنیا پراکنده هستند از امریکا و اروپا گرفته تا ایران و سایر کشورها

در بسیاری از این مناطق با تعامل با ارامنه رفتار گردیده است از جمله ایران چنانچه با توجه به این تعامل ارامنه نیز خدمات شایانی به جامعه ایرانی روا داشته اند

از جمله در صنایع مختلف از جمله صنعت سینما و هنر عکاسی و حتی در ورزش نوین کشورمان به نامهای بزرگی بر میخوریم

که حاکی از زحمات این افراد بوده است

اما در همه جا رفتار بدین منوال نبوده چنانکه در کشتار بزرگ ارامنه توسط دولت ترکیه در سال 1915حدود یک ونیم میلیون ارمنی قتل و عام و نسل کشی شدن و بسیاری از انان از محل زندگیشان تبعید و اواره شدن

همچنین اموال و زمینهایی که ساکن بودن تصاحب گردید.

باتوجه به اینکه این کشتار در هنگام جنگ جهانی اول رخ داد و دنیا سرگرم و درگیر این بلای خانمانسوز بودن این کشتار به ان صورت در دنیای او دوران انعکاس نداشت

اما بعدها گزارشات و عکسهای ان رویداد دهشتناک سراسر دنیا را فرا گرفت و بسیاری از کشورهای دنیا در این خصوص موضع گرفته و عاملان این قتل و عام را محکوم نمودن

درین خصوص حتی نویسنده بزرگ کشورمان محمد علی جمالزاده کتابی از شرح وقایع و دیدهای خویش در خصوص این کشتار نوشتن که بسیار مورد توجه واقع گردید.

جدای از اهداف و نتایج این کشتار وقتی خوب ریز و دقیق توجه میکنیم این سئوال در مخیله هر انسان مطرح میشه

که ما ادمها بجز دین و مذهب و ملیت و رنگ پوست مگر تفاوتهایی هم با هم داریم

ولی واقعا چرا ما بجان همنوعان خود می افتیم و ادمهای دیگر رو به صرف عقیده یا هرچیز دیگری ازبین می بریم

تمام ادیان انسان را برابر میدانن هیچ کتاب مقدسی نیست که کشتار ادمها را به واسطه چیزهای جزئی مورد قبول قرار بدهد

چنانچه حتی در قران امده است ما شما را در رنگها و قبیله ها و جاهای مختلف بوجود اوردیم و هیچ یک از شما بر دیگری تمایز ندارد

درپایان به این شعر سعدی بسنده می کنم که می فرمایند:

بنی ادم اعضای یکدیگرند 

که در افرینش زیک گوهرند

چو عضوی به درد اورد روزگار

دگر عضوها را نماند قرار

توکز محنت دیگران بی غمی

نشاید که نامت نهند ادمی

/ 7 نظر / 27 بازدید
سهیل

سهراب گفتی:چشمها را باید شست......شستم ولی !......... گفتی: جور دیگر باید دید.......دیدم ولی !.............. گفتی زیر باران باید رفت........رفتم ولی !............. او نه چشمهای خیس و شسته ام را..نه نگاه دیگرم را...هیچ کدام را ندید !!!! فقط در زیر باران با طعنه ای خندید و گفت: " دیوانه باران ندیده !! "

مصطفی دوستی ( کاوه)

ار شوي در وابكيد و بيده مهمانم چه بود سر بنيده سينم و دس وسر شانم چه بود وابكيمن خوش خوشك يي شيشه لو بد مصوه ساقيم بيد و بنيدن سر وداوانم چه بود من كه گيان و عمر و مالم چي وتالان چوت كفر زلفت ار بويدن دين وايمانم چه بود هر چمانيگ مردمه اريي كرت سوزم بكي ليموم سيفم شمامه باخ وبوسانم چه بود شون كي بگرم له اي ظلماته مينه كي بكم ار تو بيده خضر ريم وآو حيوانم چه بود وخت خفتن ار بچي پرتو چه خاكي كيده سر ار بميني هم ، نيذانم دردته گيانم چه بود

سهیل

خیلی سخته تو چشمای کسی که تمام عشقتو ازت دزدیده و به جاش یه زخم همیشگی رو به قلبت هدیه داده زل بزنی و به جای اینکه لبریز از کینه و نفرت بشی حس کنی هنوز دوسش داری خیلی سخته وقتی پشت بشه دیوارهی اشک گونه ها تو خیس کنه اما مجبور بشی بخندی تا نفهمه هنوز دوسش داری

مصطفی دوستی ( کاوه)

سلام، داش علی دو ساعتی است از اول یعنی سال 88 وبلاگت را دارم میخانم ، یادش بخیر ، خداییش بچگی و جوانی دوران ما با امروزی ها زمین تا اسمانه ، من بچه چاله چاله ام لی 85 تا 88 تو خانه سوری ( رضا خان ) که پایگاه تاق بستان بود کار میکردم . یادش بخیر خصوصا روزهای بارونیش . همه چی عوض شده داش علی یا حق

مصطفی دوستی ( کاوه)

هر شو له زلفی متصل افسانمه افسانمه له ذوق آو زنجیره دل دیوانمه دیوانمه وی گوشه تنیائیه کارم قدح پیمانمه هر ئی دل سودائیه پیمانمه پیمانمه کی دشمنه هر دوسمه مهری وخیو نو پوسمه دلدارمه ناموسمه گیانانمه گیانانمه له عشقیه آو و گلم حسنی چراغ محفلم له شوقیه شیدا دلم پروانمه پروانمه مطرب بژن هر لونیه ساقی بیه هر لی میه مهمانمان امشو خویه له یانمه له یانمه ار کعبیه یا دیریه هر گوشه ذکر خیریه هر کوره بینم غیریه بتخانمه بتخانمه هر جا که چیمه هر یسه هم صومعه هم مدرسه پر فتنه بی لو چاو مسه مستانمه مستانمه نه او عرض نه جوهره لی هر دوانه برتره هر او گرامی گوهره ییدانمه ییدانمه ای آشنا غوغا مکه ئی عاشقه رسوا مکه رازم و دل افشا مکه بیگانمه بیگانمه لی ملکه تمکین دل بکن باید بچیمن پی وطن غربت و آبادی نمن ویرانمه ویرانمه

مصطفی دوستی ( کاوه)

گیان گه وله م له ی مه جلسه دی له ب نیه م جام که سی یا سه خته زار نازنه ین یا شوخ شه نگ چه و مه سی دس و سه ر زولفی مه یه ای مانه ی دوران که مه ن سه دره نه گ هه ل گه ر دانه مه تا ناز کیشامه دسی ئه مری وه به رگ بول بولان سه زیامه له ی لیوگوله دیه رم یه سه دی بار که م له ی گول شن خار و خه سی سه ده ف له په ی جامه شه کن چیمه وه روکاسه که ران ایل که له ور گه ردیمه مه ن هه م که ل کوشی هه م سه رمسی ئه حمه د وه به زم بول بولان که م تر به خوه دی جوش گول له ی گول شه ن حوسنه به سه سایه ی نه هال نه و رسه ی

کشتی شهرستان سقز

سلام له تو داشی توش مطالبت واقعا پر معنی بون ار هرکت بو تبادل لینک بکین ناوتم نا ناو وبلاگکم دست خوشویت.