کوچه های کودکی (3)

یه بار یادمه یه تفنگهایی بود که تقه ای بود و یه نوارهایی که باروت روش بود میخورد و با ضربه خوردن توسط تفنگ میترکید منم یکی از اینا داشتم و یه پسری بود به اسم سیلان که 5-6سال از ما بزرگتر بود و خیلی هم بچه های دیگه رو اذیت میکرد بخاطر اینکه از همه بزرگتر بود

دایی کوچیکم بخاطر اینکه تفنگ اسباب بازی منو برده بود باهاش درگیر شد و اونو زد و تفنگ رو ازش گرفت

بنده خدا سالها بعد شنیدم تو بمبارانهای صدام ملعون به رحمت خدا رفته

یه مردی بود که روی پل هوایی بساط بلال فروشی داشت و بچه ها بشوخی موسیو قلمی نامگذاریش کرده بودن که بچه هاش هم سن و سال ما بودن و رفیق هم بودیم

بچه ها از روی پل هوایی سنگریزه های کوچیک روی شیشه ماشینا مینداختن و این شده بود سرگرمی بچه ها البته اینم بگم سنگریزه بود و فقط صدا ایجاد میکرد و شیشه ماشینا رو نمیشکست اینم از ندانم کاری و بچگی بچه ها بود و اینم بگم اون دوره تعداد ماشینا بسیار کم بود و مثل امروزه نبود که هر خانواری دوتا سه تا ماشین دارن

 

/ 5 نظر / 60 بازدید
همراه رایانه

همراه رایانه مرکز پاسخگویی به مشکلات رایانه ،اینترنت،موبایل به صورت شبانه روزی حتی روزهای تعطیل تلفن تماس9099070345 www.poshtyban.ir

مصطفی دوستی ( کاوه)

سلام داش علی , مخلصیم . ترخن بازی یادته اونزمان کولی های آقاجان و صابونی میساختن با بندهای رنگی بلاستیکی . دورش میپیچیدیم و با سرعت پرتش میکردیم و 1 دقیقه ای چرخ میخورد و در حین چرخ خوردن میگرفتیم کف دستمان . آلاسکا یخی تو اون یونیلت ها عجب خوشمزه بود . بستنی سه گوش لای روزنامه میپیچیدند و تو یونولیت میفروختن . بستنی قیفی تو اون ظروف استوانه ای معرکه بود . فقط مثل خواب میمونه

همولايتي

سلام و روزگار خوش خوشحالم كه بلگفا بازم اجازه ارتباط با دوستانم داد موفق . سالم . و هميشه شادي برايت آرزو دارم .

همایون محمدنژاد

سلام ارجمند؛خوشحالم که همچنان فعال وپویا هستید؛سرافرازچون کوه باشید.

سهیل

سلام و درود وبلاگ زیبا و پر محتوایی دارید به سایت منم سر بزنید لطفا من را لینک کن با نام و ادرس سایتم. شما لینک شدید با تشکر [گل]