بهاری در خزان

مه مهر است و غوغا کرده باران

                                        زده نقشی دگر بر پرده باران

درختان سرخ و زرد و دشت ها سبز

                                       بهاری در خزان آورده باران

((پرتو کرمانشاهی))

/ 11 نظر / 15 بازدید
نمایش نظرات قبلی
هرزال

روزی ما دوباره کبوترهایمان را پیدا خواهیم کرد و مهربانی دست زیبایی را خواهد گرفت روزی که کمترین سرود بوسه است و هر انسان برای هر انسان برادری ست روزی که دیگر درهای خانه شان را نمی بندند قفل افسانه ایست و قلب برای زندگی بس است روزی که معنای هر سخن دوست داشتن است تا تو به خاطر آخرین حرف دنبال سخن نگردی روزی که آهنگ هر حرف ، زندگی است تا من به خاطر آخرین شعر ، رنج جستجوی قافیه نبرم روزی که هر حرف ترانه ایست تا کمترین سرود بوسه باشد روزی که تو بیایی ، برای همیشه بیایی و مهربانی با زیبایی یکسان شود روزی که ما دوباره برای کبوترهایمان دانه بریزیم … و من آنروز را انتظار می کشم حتی روزی که دیگر نباشم شاملو

هرزال

هر شبی وقت سحر در کوی جانان می روم چون ز خود نامحرمم از خویش پنهان می روم چون حجابی مشکل آمد عقل و جان در راه او لاجرم در کوی او بی عقل و بی جان می روم همچو لیلی مستمندم در فراقش روز و شب همچو مجنون گرد عالم دوست جویان می روم هر سحر عنبر فشاند زلف عنبر بار او من بدان آموختم وقت سحر زان می روم تا بدیدم زلف چون مژگان او بر روی ماه در خم چوگان او چون گوی گردان می روم ماه رویا در من مسکین نگر کز عشق تو با دلی پر خون به زیر خاک حیران می روم ذره ذره زان شدم تا پیش خورشید رُخش همچو ذره بی سر و تن پای کوبان می روم چون بیابانی نهد هر ساعتی در پیش من من چنین شوریده دل سر در بیابان می روم

هرزال

کدامین چشمه سمی شد ، که آب از آب می ترسد؟! که حتی ذهن ماهیگیر، از قلاب می ترسد؟! گرفته دامن شب را ، غباری آن چنان بر هم... که پلک از چشم و چشم از پلک ، و پلک از خواب می ترسد

سورنا

دلم از آن پنجره هایی می خواهد که از پشت شیشه ی باران زده اش منتظر چشمانی باشم که دلتنگی را در می زنند...

هادی

سلام من چند پست از وبتونو خوندم.عالی بود. خوشحالم که اینقد به شهرتون عشق میورزی. موفق و پیروز باشی

هادی

سلام من چند پست از وبتونو خوندم.عالی بود. خوشحالم که اینقد به شهرتون عشق میورزی. موفق و پیروز باشی

اکرمی

با سلام سایتی در حال توسعه داریم جهت املاک کرمانشاه آبا برای بهبود رتبه در موتورهای جستجو و بالا رفتن آمار بازدیدکنندگان بین وبلاگ شما با سایت ما تبادل لینک انجام میدید? با تشکر/اکرمی www.kermanshahmelk.com

احمد الماسی

کؤچه یل شار کرماشان گشتێان دێرن وه لێم نیشان وه شونده و چ گه ردیمه دڵم چؤ کردؤده د نیشان

ای کاش شاعران توانایی همچون پرتو بیشتر برای زبان مادری خود ارزش قایل می شدند و همه شعرهایشان به زبان کردی بود .عوض کردن زبان مادری انکار هویت خود وتیشه بر ریشه خود زدن است.شاعران و فرهنگ دوستان کرماشان ایا دیگر وقت ان نرسیده است قدری دراحوال خود تامل کنیم و با دستان خود تیشه بر ریشه خود نزنیم . هر کاری بکنیم ما کرد هستیم . بیاییدبا اصل ونسب در نیفتیم

غزل

سلام این نوشته هاتو حس و حال خوبی رو به آدم میده مخصوصا اون مطلبی که راجع به زردچوبه نوشته بودین اصلا کلا حس خوبیه وقتی وارد وبلاگی میشی که همه چیزش آشناس از همون بوسیه تا ئه رات بارم تا همین جوانشیر آدرس وبلاگ. این شعر آقای کرمانشاهیم عالی بود یادمه تقریبا اسال و نیم شایدم 2سال پیش بود که من ایشون و دیدم موفق و شاد باشید :) [لبخند]