مای هزار هزار(2)

خلاصه با هر بدبختی که بود از اون ارتفاع که پایین امدم تازه کارم درامده بود ساعت حول و حوش 9شب بود پیش خودم فکر کردم اگه برگردم بطرف روستای محل زندگی پدربزرگ اینام بهتره اما اشتباهم همین بود نزدیکترین کارمن این بود که باید به روستای سرابکام میرفتم

اما پیش خودم گفتم حتما دایی و پسر خاله م رو توراه میبینم غافل از اینکه اونا وقتی دنبال من میگردن رد من رو چون زمین خیس بوده و جای پام تا لب دره افتاده بوده دنبال میکنن دیگه بدجوری میترسن و داییم میگه حتما پرت شده پایین چون کسی نتونسته تا حالا ازین دره بیاد پایین ولی به پیشنهاد پسر خاله م که میگه بریم روستای سرابکام شاید رفته باشه اونجا اگرم نرفته باشه مردم رو کمک میاریم که بگردیم دنبالش

 

موقع رفتن به اون روستا مردم رو اتفاقی میبینن که با چراغ دارن دنبال یه نفر از اهالی روستای خودشون میگردن که با اونا دنبال منم میگردن که چیزی دستگیرشون نمیشه خلاصه به روستا میرن واز تلفن مخابرات اونجا با تلفن مخابرات روستای خودشون تماس میگیرن اون وقتها موبایل که نبود و داییم ماوقع را برای مادربزرگم تعریف میکنه خلاصه بدجوری همه ناراحت میشن

اما بپرسین از حال من

باران شدید میبارید و زمین مثل باتلاق شده بود تا زانو تو گل ها فرو میرفتم موقع راه رفتن هوا اونقدر تاریک و ابری بود که هیچی معلوم نبود تنها شر شر بارون رو میدیدم

رو حس خودم راه روستا رو میدونستم خلاصه کورمال کورمال راه افتادم از دامنه کوه بطرف روستا

صدای گرگها رو خیلی نزدیکتر میشندیم اما دست خالی بودم حتی یه چاقو پیشم نبود

بدجوری هم سردم بود تنها با یه لباس و دستهام رو هم از شدت سرما تو جیب شلوار کردی که پام بود کرده بودم

ترس از خورده شدن توسط گرگها بدجوری ازارم میداد خیلی سریع راه میرفتم اما بخاطر باران و گل ولای حرکتم بسیار کند میشد

شاید حدود 2ساعت راه رفتم تا چراغ اولین خانه روستا رو دیدم تو زندگیم اینقدر خوشحال نشده بودم

با سرعت خودم رو به روستا و در خونه پدربزرگم رساندم دیدم خاله م  و یه تعدای جمع شدن

ازدیدنم خوشحال شدن اما خاله م بدجوری پس رفت نیست داییم زنگ زده بود و جریان گم شدن من رو گفته بود با دیدن من خیال کرده بود حتما داییم دروغ گفته و پسر اون یه بلایی سرش اومده که دلداریش دادم و گفتم اونا باهمن نگران نباش

خلاصه ماشین جیپ داییم رو روشن کردم و با یکی از پسر خاله هام بطرف روستای سرابکام راه افتادیم.هرچند خیلی خسته و سردم بود و داییم و پسر خاله م رو که اونجا بودن اوردیم

موقع برگشتن ساعت تقریبا یک شب شده بود واقعا یه اتفاق فراموش نشدنی بود

الان سالها ازون جریان گذشته و پدر و مادربزرگ هم برحمت خدا رفتن و خونه شون هم خراب و سوت و کور شده واقعا گذر ایام همه چیز رو پاک و محو خودش میکنه

/ 15 نظر / 15 بازدید
نمایش نظرات قبلی
یک دیوونه

همیشه نمی شود زد به بی خیالی و گفت: تنهـــــــــــا امده ام ٬ تنهـــــــا می روم... یک وقت هایی شاید حتی برای ساعتی یا دقیقه ای... کم می اوری دل وامانده ات یک نفر را می خواهد!

یک دیوونه

این هم هدیه تا عمرت طولانی ترگردد: نغنغ تلخ عاشق آپ ن = شاخص نمک چشیدن قبل وبعدغذا غ = شاخص غذای سازگارباکبدخوردن ن = نباید غذای استرس زا خورد غ =غذای حاوی ویتامین ب هرروز بخوریم ت = تنوع درغذا ولباس منزل ل= لبنیات هرگزصبح نخوریم خ = خواب کافی درشب از23تا 5 ع= عسل هرروز شربت کن بنوش ا= ازدواج عامل ارامش روان ش= شام هرشب بخور ق =هرروز حداقل یک سوره کوتاه ازروی قران بخون آ= اب کلید تقرب به خدا است استفاده کن بنوش وضو بگیر وشناکن پ = پیاده روی روزانه 30دقیقه تند

هرزال

به دنبال ویلچری هستم برای روزگار ظاهرا پایی برای راه آمدن بامن ندارد

هرزال

بگو کجای آسمان نشسته ای که قنوت دستها را نمی بینی هیچکس اندازه ی تو دروغ را نمی شناسد خدایا انکار نکن که خدایی !!! شاید آخر دنیا همینجا باشد

هرزال

بـه سـ ــ ــادگـے رفــــــت ... بـه ســ ــــ ـادگــے بخشیــدمــ ... حـــالا مــ ـــانــده امــ چِگـــونــه بـِـدون او بــِـه ســ ـــــادگــے زِنــدگــے ڪُنــمــ ...!

هرزال

جغرافیای توی سرم گیج می خورد دارم دراز میشوم امشب بدون درد یلدای تلخ با تو نبودن رسیده است یلدا مبارک

سورنا

پاییز ثانیه ثانیه می گذرد، یادت نرود این جا کسی هست که به اندازه تمام برگ های رقصان پاییز برایت آرزوهای خوب دارد. عمرت یلدایی، دلت دریایی، روزگارت بهاری یلدای خوشی را برایتان آرزو می کنم . . .

خیال خیس

بو گلکوی دایکم گه ردون نا چاکی دل چاک که ری چاک وه نه وشه ی چاکی رنیو دایه چاک دیار خاموشان وه نه وشه پوشان گلکوی وه نوشه م سیروانش جوشان چقد قشنگ و محزونه ! باراها خوندمش بارها ...

هرزال

هنوز گاهی میان آدمها گم می‌شوم کوچه‌ها را بلد شدم خیابان‌ها را بلد شدم ماشین‌ها را، مغاز‌ه‌ها را رنگ‌های چراغ قرمز را جدول ضرب را حتی دیگر در راه هیچ مدرسه‌ای گم نمی‌شوم ولی هنوز گاهی میان آدمها گم می‌شوم آدمها را بلد نیستم! ...

فر نیوز

به گزارش فر نیوز به نقل از واحد فنی این سایت سیستم لینک باکس فر نیوز راه اندازی شد ؛ سایت ها و وبلاگ های استان کرمانشاه می توانند با ثبت نام در این سیستم علاوه بر دیده شدن توسظ دیگر سایت های استان آمار خود را هم به طور قابل توجهی بالا ببرند . تبادل لینک چیست ؟ چرا تبادل بنر با لینک برای شما سود دارد؟بدلیل اینکه این سیستم برای اولین بار در ایران بوجود آمده است و همچنین لینک هایی که از این سایت به وب شما داده میشود از اهمیت و قدرت بسیار بالایی برخوردار است و باعث افزایش پیج رنک شما میشود و بسیار برای هر دو طرف سود خواهد داشت از همه سایت ها و وبلاگ های استان دعوت می شود در جهت همگرایی و دیده شدن بهتر در این سیستم عضو شوند لینک باکس فر نیوز به این آدرس در دسترس شماست : http://farnews.ir/link