یادش بخیر اون زمستان سرد سال 70که تو قل گذر از نوجوانی به جوانی بودم واون احساسات پاک و زود گذرکه مثل شمیم پاییزی هنوزم که هنوزه بو و نسیم سردش فکرم رو مینوازه

هرچند ادما هرچی که بزرگتر میشن حرکات و رفتار گذشته رو تکرار نمیکنن و حتی گاهی وقتها به اون طرز تفکرات و رفتار خنده شون میاد چون توقعات ادمی روز به روز متغیره

اون شعر زیبای ماموستا گوران که با صدای هرگز نمیر ماموستا خالقی تو اون حال و هوای زود گذر ان روزهایم بی تاثیر نبودن و اونی که الان خدا فقط میدانه کجاست

در اینجا اون شعر جالب رو میزارم

 

خوزگه م به سالی رابردوو

 

عومری کورتی دلداریم بوو

 

له پرهات وله ناکاوچوو

 

یه ک پربه دونیائاره زوو

 

جی مابووم له پاری مردوو!...

 

بلین به یار،بلین به یار،یاری نازدار

 

سه دهه زارجارخوزگه م به پار،منی هه ژار!

 

خوزگه م به پار!

 

روژنه بووچاوم به دیدار

 

شادنه بی نه سره وی ئازار

 

روژنه بوویاربه له نجه ولار

 

چه شنی ئاسکی هه رده ی به هار

 

به به رده مما نه کاگوزار

 

نه مپیکینیونیگای خومار!

 

بلین به یار بلین به یار،یاری نازدار

 

سه دهه زارجارخوزگه م به پار،منی هه ژار!

 

حوزگه م به پار!

 

بلین به یاربی ناوچاوی

 

دیمان له تاو دووری تاوی

 

ئه یرشت له فرمیسک لافاوی

 

به یادی بالا لاولاوی

 

چاوره شی،ئه گریجه خاوی!

 

بلین به یار بلین به یار،یاری نازدار

 

سه دهه زارجارخوزگه م به پار،منی هه ژار!

 

خوزگه مبه پار!

 

پرسی کی؟بلین داماوی

 

هیلانه ی دل لی شیواوی

 

دوانزه مانگ!له یاربراوی

 

دوانزه مانگ!بویارگریاوی

 

به ئاسته م نووزه تیاماوی

 

ئه یوت:ناونیشان ناوی

 

ئه زانی یارخوی،کام هه ژار،روژی سه رجار...

 

ئه کاهاوار:

 

خوزگه م به پار

 

حوزگه م به پار!

 

 

/ 20 نظر / 50 بازدید
نمایش نظرات قبلی
هرزال

ریشه هایم را کنده اند برگ هایم را سوزانده اند چگونه حس کنم درختم!

هرزال

من دور شده ام... تا توانستم چشمها را بستم و دویدم و دیدوم و ... به من بالشی بده تا یک سر راحت روی آن بگذارم نه یک ارزن آرامش میهمانم کن دیر وقتی است که طعمش را فراموش کرده ام!...

علی

با یادت شادیم

مهدی

سلام دوست عزیز راستش من آدرس وبلاگتو توی وبلاگ یکی از دوستام دیدم که به نوعی میشه دوست مشترک من و شما. اول اینکه اسم وبلاگتون برام جالب بود. کرمانشاه دیار کرد!!؟؟؟ اما سوالی که از شما دوست عزیزم داشتم؟ به عنوان کسی که رشته تحصیلیم جامعه شناسی توسعه بوده و هر دو مقطع کارشناسی و ارشد را در دانشگاه تهران گذرانده ام فکر می کنم تعریف هر سرزمینی به فولکولور و فرهنگ و زبان گفتمانی آن سرزمین بستگی داره. در همین خصوص می خواستم بپرسم که اول اینکه خود شهر کرمانشاه مگر نه اینکه حدود بالای پنجاه درصد جمعیتش از دوستان لک زبان شما هستند و دوم اینکه از لحاظ موقعیت جغرافیایی محاط در قلمرو سرزمینی اقوام جلالوند و عثمانوند و زردلان و دیگر تیره های لک زبان می باشد؟ با وجود این موارد شما چگونه و بر اساس چه معیاری کرمانشاه را دیار مردم کرد دانسته اید دوست عزیز؟ چه خوب است انسان در هرکجا که فرصت گفتمانی برایش مهیا می شود جانب انصاف را رعایت کرده و به ارائه حقایق بپردازد. و گفتن اینکه کرمانشاه و بیستون از دیرزمان تاریخ جایگاه قوم لک بوده اند چیزی را از بزرگی قوم کرد کم نخواهد کرد. امیدوارم همیشه بر دوام باشی دوست عزیز.

خیال خیس

خوزگه م به پار ! ما ادما همیشه در حال دویدنیم و همیشه ی خدا هم یه قدم عقب تریم و مرگ همیشه یه قدم جلوتر از ما و اخرین قدم رو که قدم نرسیده ماست رو مرگ قاطعانه بر میداره ! برای همین هربار به زندگی و زنده بودن فکر میکنم میبینم واقعا زندگی فرصت سبز و کوتاهیه بهترین چیزی که میشه داشت تو زندگی شاید اینه که همه چیز رو با دید باز و از بالا نگاه کرد و در شادی های کوچک ریز بشی از قوانین بگذری و ساده و بی ادعا و بی چشم داشت عشق بورزی به همه چی به هر چیزی که خداوند برای زیبایی افریده و انسان که اشرف مخلوقاته باید بتونه از همه چیز دنیا لذت ببره اما نه لذتی که به کسی و یا خودش ضرر برسونه این تنها قانونیه که نمیشه شکستش وگرنه قوانین دیگری چون غرور دروغ نفرت احکام ... رو میشه بر اساس قانون دل نوشت

هرزال

می خواره و سرگشته و رندیم و نظر باز می خواره و سرگشته و رندیم و نظر باز آن کس که چو ما نیست، در این شهر کدام است

هرزال

اگربهشت سیاره ای همین نزدیکی ها باشد؟... آیا برای رسیدن به ان باید مرد؟

علی

بزرگترین فروشگاه اینترنتی کرمانشاه - ایران - خاورمیانه www.mehrgan.mizbanshop.com ارزان خرید کنید

عيسي

جوان و رازاوه بو . جالب بود . دست مريزاد سلام و روزگار خوش دوست و همراه من . با اين هم نظريست به روزم خوشحال خواهم شد نگاهي بياندازيد .