روستای خانقاه بوکان

هرکه در این سرا دراید نانش دهید و از ایمانش مپرسید چه انکه نزد خدا به جانی ارزد به نانی ارزد

چند روز پیش بایکی از دوستان که اصالتا اهل این روستا میباشند و ساکن مهاباد یک شب مهمان روستای خانقاه بودیم روستایی که بخاطر شیخ متوفی ان بنام خانقاه شیخ برهان مشهور است

بعد سالها معنی شعر بالا برایم تداعی شد چون دوروز که انجا بودیم شام ونهار مهمان خانقاه بودیم وشب رانیز همانجا خوابیدیم از اطراف و اکناف از مذاهب و زبانهای مختلف همه برادروار سر یک سفره مینشستن

یاد روستای نجار پاوه افتادم منزل شیخ محمد نجار که سالها پیش بعضی وقتها با دراویش کرمانشاه اونجا میرفتیم و چند روز به همین منوال مهمان بودیم

این روستا حدودا 20خانه کمتر یا بیشتر است و روستا همسایه روستاهای شرفکند و اجیکند و اشی گولان است

در ضمن درامدی که از زمینهای این روستا و وقف شیخ متوفی شمس برهان است خرج زایران و مسافران میشود

تصویری از قبرستان و مقبره شیخ شمس برهان

/ 11 نظر / 85 بازدید
نمایش نظرات قبلی
شلیر

چه خوب که این مطلبو نوشتی و این روستارو به ما معرفی کردی. مرسی...

کشتی کرمانشاه ...

این پست رو تقدیم میکنم به روح پاک سه قهرمان با استعداد کرمانشاهی که خیلی زود رفتن ولی نام و یادشون همیشه تو دلامون میمونه : مصطفی دوست مهربان و شهرام رستمی و سعید میرزایی روحشون شاد و هزاران سلام و صلوات هدیه به این عزیزان حتما حتما بیا و بخون چخبره تو شهر و دیارمون ...

مصطفی دوستی ( کاوه)

بعد از تو ای هفت سالگی ای لحظه ی شگفت عزیمت بعد از تو هرچه رفت، در انبوهی از جنون و جهالت رفت بعد از تو پنجره که رابطه ای بود سخت زنده و روشن میان ما و پرنده میان ما و نسیم شکست شکست شکست بعد از تو آن عروسک خاکی که هیچ چیز نمی گفت، هیچ چیز بجز آب، آب، آب در آب غرق شد. بعد از تو ما صدای زنجره ها را کشتیم و بصدای زنگ، که از روی حرف های الفبا بر می خاست و به صدای سوت کارخانه های اسلحه سازی، دل بستیم. بعد از تو که جای بازیمان زیر میز بود از زیر میزها به پشت ها میزها و از پشت میزها به روی میزها رسیدیم و روی میزها بازی کردیم و باختیم، رنگ ترا باختیم، ای هفت سالگی. بعد از تو ما به هم خیانت کردیم بعد از تو ما تمام یادگاری ها را با تکه های سرب، و با قطره های منفجر شده ی خون از گیجگاه های گچ گرفته ی دیوارهای کوچه زدودیم. بعد از تو ما به میدان ها رفتیم و داد کشیدیم: "زنده باد مرده باد" و در هیاهوی میدان، برای سکه های کوچک آوازه خوان که زیرکانه به دیدار شهر آمده بودند، دست زدیم. بعد از تو ما که قاتل یکدیگر بودیم برای عشق قضاوت کردیم و همچنان که قلب هامان در جیب ها

مصطفی دوستی (کاوه)

یلدایت مبارک[گل]

امیر

سلام معرفی خاسی بی و ای آوایی. [لبخند] دست درد نکی. مهاباد فره رفیق دیرم ولی بوکان فقط یه گله. موفق بی و سربرز و گرد رنگین ترین آرزویل دنیا ارات [گل]

مرادی

سلام همشهری یه سر به ما بزن[گل]

مهتاب

سلام دوست عزیز وبلاگ جالبی داری,خوشحال میشم اگه به من هم سر بزنی.