کرماشان

دست نوشته ها

سه شنبه بیست و سوم   گریزی به گذشته زدم و بعد مدتها هوس کوه رفتن کردم قرار بود با یکی از دوستای قدیمی بازمانده از دوران دانشگاه برم یه کم من و من کزد البته حقم داشت  منم تنهایی تصمیم گرفتم برم یه مقداری از مسیر رو هم رفتم اما تنهایی دیدم فاز نمیده تماس گرفتم باهاش راضی شد بیاد خلاصه باهم رفتیم اما کوهنوردی نبود تقریبا پیاده روی تو مسیر تقریبا جنگلی بود هوای خیلی خیلی عالی بود و گپی زدیم از روزگار و چیزای دیگه و ...

متن بالا چیزی قابل عرض نداره اما مطمنم ادم اگه سالها بعد هم بمونه مثلا 20سال دیگه خیلی براش معنی داره

خیلی از زندگی روزمره تو ذهن انسان نمیمونه اما نوشتنش یه چیز دیگه س

نمی تونم زیاد توضیح بدم

نوشته شده در ۱۳٩۱/۳/٢٥ساعت ۱٠:٥٤ ‎ق.ظ توسط کرماشان نظرات () |

Design By : nightSelect.com