کرماشان

دست نوشته ها

یکی از روزهای سال تحصیلی 71-72میخواستم برای عروسی یکی از اقوام که توی یکی از روستاهای کامیاران بود روز پنج شنبه عصر موقع تعطیلی دبیرستان درگاراج مینی بوسها که اونموقع درترمینال اتوبوسرانی امروز واقع در میدان ازادی(گاراج) بود رفتم همینکه سوار شدم دیدم خیلی از بچه های دبیرستان زرافشانی داخل مینی بوس خط کامیارانن

اونروزها میدونستم که روستاهای منطقه ناودرون دبیرستان ندارند وبرای درس خوندن میان شهر اما فکر نمیکردم اینقدر زیاد باشن

از پلیس راه که رد شدیم چند تا از بچه ها که اهل روستای قزانچی بودن پیاده شدن همینطوری تا روستای گاکیه که س-فتاحی پیاده شد و تو روستای  برنجان تورج یزدانی و نزدیک روستای سراسیاب  پیمان یاری و خیلی های دیگه م بودن اون عصر زود هواهم تاریک شد تا رسیدن به کامیاران قبل از اینکه بچه های ناودرون پیاده شدن کلی خندیدیم و شوخی کردیم الان که فکرشو میکنم میبینم هیچوقت فکرشو نمیکردیم که این چیزا گذراست و دیگه هیچوقت همدیگرو نمیبینیم

تنها چند سال پیش یکی از بچه های روستای برنجان پسر صید علی که پمپ بنزین دارن تو تصادف که فوت کردن رفتم روستای پا امام برا فاتحه که اونجا محمدرضا اسفندیاری که فکر کنم استخدام ارتش شده بود و چند نفری از بچه های قدیم دبیرستان زرافشانی که اهل ناودرون بودن رو دیدم بعد حدود 13-14سال کلی خاطرات اون روزای مدرسه برام زنده شد اما اون ادمام بچه های قدیم نبودن زندگی بیشتر بچه هارو بد جوری شکسته و پیرکرده بود

یاد یه خاطره افتادم فکر کنم سال70بود یکی از همین بچه های بالا که اسمش رو بردم سر امتحانات پایان سال تقلب کرده بود اقای داوری ناظم دبیرستان که قبلا درموردش نوشتم متوجه شده بود

همکلاسیمون س-ف تقلبی رو داخل لباسش رو پارچه لباسش نوشته بود طوری که دکمه های لباس رو که باز میکردی با تا کردن لباس میشد تقلبی رو خوند اقای داوری بدجوری حالگیری کرد با قیچی اون تیکه لباس رو پاره کرده بود و ضمیمه ورقه امتحانی کرده بود و بد جوری حال دوستمون گرفته شد

*ناودرون(میان دربند)نام بخش بزرگی از شهر کرمانشاه است که شامل روستاهای زیادی بین حد فاصل جاده کرمانشاه و کامیاران است*

نوشته شده در ۱۳٩٠/۱/۱۸ساعت ۱۱:٢٠ ‎ق.ظ توسط کرماشان نظرات () |

Design By : nightSelect.com