کرماشان

دست نوشته ها

یادش بخیر روزای کودکی و نوجوانی

بعضی از وقتها که از بعضی خیابان ها رد میشی ناخود اگاه بوی کودکی و دوران خوش مدرسه به مشامت میرسه.سال 1364و1365کلاس چهارم و پنجم ابتدایی ما توی مدرسه حسین علی گویا توی محله سربازخانه قدیم شهری کرمانشاه یا خیابون گمرک درس میخواندیم بعدشم 3سال دوره راهنمایی رو تو همون محل توی مدرسه دکتر معین خوندیم

توی همین خیابون یه پیرمرد خوشتیپ و قدیمی بود که عمو مجید صداش میزدن توی مغازه ش همه رقم وسیله از خوراکی گرفته تا وسایل دسته دوم و غیره موجود بود یادمه اون موقعها جوهرلیمو خیلی برو داشت اونقدر جوهر لیمو از مغازه عمو مجید میگرفتیم و میخوردیم که تمام زبونمون گلهای سفید زده بود و تماما زخمی میشد تو زنگ تفریحها بعضی مواقع که جیم میزدیم از مدرسه میرفتیم سراغ مغازه عمو مجید اونجا مثل پاتوق بچه ها شده بود با اونکه خیلی کوچیک بود اما اون همه مدرسه که اونجا بودن رو تغذیه میکرد

راستی اینم بگم اون مغازه بغل یه کاروانسرای قدیمی بود که بعدها پارکینگ ماشین شد و چند سال پیشم تخریب شد اما حالا نمیدونم تبدیل به چی شده.

راستی یادم نره که اینم پدرم از عموش تعریف میکرد که سالای قدیم این عمو مجید گویا توده ای بوده و یه بار که مامورای شهربانی شاه توی حمام عمومی میان بگیرنش باهاشون درگیر میشه و با لنگ حمامایی که سرشون رو گره زده بود  بد جوری با اونا درگیر میشه و بزور اونو میگیرن

عمو مجید خیلی هم محترم و خوش یرخورد یه بارم ندیدم که از بچه ها دلخور و عصبانی بشه

الانم که سالهاست که تو کرمانشاه نیستم نمیدونم ایشون موندن یا نه یادش بخیر

این عکسم مال عمو مجیده تو مغازه ش

نوشته شده در ۱۳۸٩/۱٠/٧ساعت ۱٢:۱٥ ‎ب.ظ توسط کرماشان نظرات () |

Design By : nightSelect.com