کرماشان

دست نوشته ها

گاهی در گذر عمر اشنایان و دوستانی را که می بینی بعد چند سال که چشم باز می کنی هریک جزء ی از خاطرات گشته اند عکسهایی که گاهی فکر نمی کنی خود اینه ای است زنگار خورده و کهنه که انسان را به ژرفا و گرداب خیال می برد

کسانی که دیگر همانند گذشته نمیتوانی با انان حرف بزنی

اخلاقیات   قوانیین   معذورات

همگی همدستند در جهت بن بست بیشتر

حسرت لحظات رفته

عمر همچون کاروان گذشته

همچون محکوم گذشت روزها تنها فاصله پایان را نزدیک

پایان دیدار

دیدار کسان و اشنایان

زندگی واقعیت تلخ انسانهاست

واقعیتی که هرکسی یک بار مجبور به تحمل ان است

گاهی وقتها و در اغاز ان شادیهای غافل کننده اش مارا دچار عدم درک مزه تلخ ان می کند

مزه ای که هر جانداری باید بچشد

بهتر ازین فکر نکنم کوتاهتر و شیوا تر چیزی باشد که مبین مرگ باشد((کل نفس ذائقتا الموت))

 

نوشته شده در ۱۳۸٩/۸/۸ساعت ۱:۱٧ ‎ب.ظ توسط کرماشان نظرات () |

Design By : nightSelect.com