کرماشان

دست نوشته ها

یه چند روزیه که همش دلم می گیره

همش به فکر خاطرات گذشتم

یاد تاریکه بازار و صاحب مغازه ها که همه رو می شناختم می افتم

یاد پرسه زدنهای غروبای جوانی  از چهارراه اجاق تا میدان مصدق و شهرداری

و تاریک شدن هوا و تازه برگشتن به خونه و اخر شبم شب نشینی با بچه محلا تو پارک میدان جوانشیر

هنوز تابستون مونده پس یاد سر ظهرها که با ماشین دوستا برا شنا سراب نیلوفر و سراب هشیلان می رفتیم می افتم

یاد علافی و بیکاریها که اونم عالمی داشت حالا همه ش میخوام برم یه سر به اون شهر خاطرات بچگی و جوانی بزنم مگه زندگی و کار و..میزارن

واقعا چند روزه که دلم خیلی خیلی گرفته س

نوشته شده در ۱۳۸٩/٦/۳ساعت ٩:٠۸ ‎ق.ظ توسط کرماشان نظرات () |

Design By : nightSelect.com